



كاش از لطف شبی یاد ز ما میكردی
یاد از عاشق افتاده ز پا میكردی
كاش بیمار فراقت كه ز پا افتاده
با نگاه ملكوتی تو دوا میكردی
كاش میآمدی با یك نظر ای نخل امید
گره از كار من زار تو وا میكردی
كاش یك شب تو برای فرجت مالك من
با دل سوخته خویش دعا میكردی
همچو باران به سر شیعه بلا میبارد
كاش میآمدی و دفع بلا میكردی
پرچم ظلم برافراشته شد در همه جا
كاش تو پرچمی از عدل بپا میكردی
كاش یك روز رضایی ز وفا
مهدی فاطمه از خود تو رضا میكردی
نوشته شده توسط سید محسن در شنبه 26 اردیبهشت1388 ساعت 0:11 موضوع | لینک ثابت

السلام عليك يا فاطمه زهرا (س) 
اي كشتي شكسته كه پهلو گرفته اي
بر گو چرا تو دست به پهلو گرفته اي
گل را خدا براي سرور آفريده است
اي گل چرا به غصه و غم خو گرفته اي
گاهي ز درد شانه ز دل آه مي كشي
گاهي ز درد دست به بازو گرفته اي
از ماجراي كوچه نگفتي به من ، بگو
اكنون چرا ز محرم خود رو گرفته اي
ديوار گشته است عصاي تو باز هم
بينم كه دست خويش به پهلو گرفته اي
هرگه در به روي علي باز مي كني
خوشحال مي شدم كه تو نيرو گرفته اي
نوشته شده توسط سید محسن در پنجشنبه 17 اردیبهشت1388 ساعت 12:16 موضوع | لینک ثابت

گفتم بنویســم به یاد تو... یادم آمد که پیشتر از غافلان بوده ام ...
گفتم بنویســم با عشق به تو... یادم آمد هنوز عاشق نشده ام...
گفتم پس بگذار کمی باخورشــید باشم برای طلــوع ...
یادم آمد که من سالها پیش غروب کرده ام ...
گفتم پس بگذار کمی دعا کنم برای آمدنت ...
و چنین دعا کردم:
نوشته شده توسط سید محسن در پنجشنبه 3 اردیبهشت1388 ساعت 23:44 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

لطف كن دست من از دامن خود دور مكن
اینقدر ناز به این عاشق مهجور مكن
میل دارم به ركاب تو ملازم گردم
اشتهای من دلسوخته را كور مكن
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY